شب یلدا این طولانی ترین و سیاه ترین شب سال به ما میگه یادمون باشه که زندگی خیلی کوتاهه و حتی یک دقیقه اضافه بودن شب اش را باید جشن گرفت.
برای اینکه در جشن شب یلدای دوستای خوبم شریک باشم فالی از حافظ به رسم این شب میگیرم برای همه .
الا ای طوطی گویای اسرار
مبادا خالی ست شکر ز منقار
سرت سبز و دلت خوش باد جاوید
که خوش نقشی نمودی از خط یار
سخن سر بسته گفتی با حریفان
خدا را زین معما پرده بردار
به روی ما زن از ساغر گلابی
که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار
چه ره بود این که زد در پرده مطرب
که می رقصند با هم مست و هشیار
ازین افیون که ساقی در می افکند
حریفان را نه سر ماند و نه دستار...
شب یلدای خوبی داشته باشید.
وقتی زمستون با لباس سفیدش میاد به مهمونی زمین همه جا از سرما یخ می زنه. طبیعت چهره ی دیگری از خودش را به نمایش میگذاره و زیباییهای بی حد و مرزش رو به رخ می کشد. درختهایی که با لباس سبزشون بسیار زیبا و دوست داشتنی بودند حالا با پیراهن سفید و پر جلالشون چشمهارو خیره میکنند. هیچ کس نمی تونه اینهمه زیبایی رو ببینه و به خالقشون سر تعظیم فرود نیاره.
در ادامه ی صحبتهایم درباره ی جشن زمستانی مردم این سرزمین از غذای مخصوصی که در شب یول (jul) تهیه میبینند و می خورند می نویسم. این غذاها شامل گوشت گوسفند ٬ ماهی و گوشت خوک می شود. سیب زمینی تقریبا جزئ ثابت غذاهای سوئدی ست و همیشه سر میز وجود دارد. آنهم به شکل پخته شده ی آن. یا تنوری.
این میز مخصوص غذاهای شب یول است که خیلی در تهیه و چیدن آن دقت به خرج می دهند. البته با غذاهای خوشمزه و خوش عطر ما ایرانیها اصلا قابل مقایسه نیست اما این مواد غذایی مطابق باشرایط آب و هوایی و سنتهای خودشان تهیه می شود.

هر ملتی آیین و آداب خودش را دارد و سعی در حفظ و نگاه داریش وظیفه ی بزرگی ست بر دوش همه. این خیلی مهمه که در پایداری این بهانه های زیبا و دیرینه برای با هم بودن و پیوند بیشتر میان انسانها و داشتن لحظاتی شاد و شیرین در کنار هم بکوشیم و به این مراسم به چشم دلایلی قشنگ برای جمع شدن دور هم و زمانی را به یکدیگر اختصاص دادن نگاه کنیم. با ماشینی شدن هر چه بیشتر زندگی امکان دیدارها کمتر و کمتر میشود و انسانها از هم دورتر میشوند چه بهتر که روزهایی از سال را فقط به دوستان و آشنایان و فامیل اختصاص بدهیم و از بودن در میان عزیزان لذت ببریم. نوروز دوست داشتنی ما هم برای ما غربت نشینان مثل یک طناب محکم مارو به مردم کشورمان پیوند زده و هر سال با فرارسیدن نوروز ما خودمون را به شکلی به عزیزانمان نزدیک میبینیم و سعی در از بین بردن فاصله های مکانی می کنیم. به هر طریقی که برایمان امکان پذیر باشد. حتی اگر فقط با یک پیام تبریک تلفنی باشد.
روز ۲۵ دسامبر سالروز تولد عیسی مسیح برای عده ی بسیاری از مسیحیان بزرگترین بهانه برای برپایی جشن و سرور است.
در۲۱ دسامبر مردم سوئد درختهای کاج خود را به زیباترین شکلی تزیین می کنند. به همه جای خانه با شمع و گل و وسایل زینتی که به وفور این روزها در فروشگاهها یافت می شود رنگ شادی می بخشند.

این ایام که از ۴ هفته پیش از ۲۴ دسامبر آغاز می شود تنها زمانیست که در سوئد خانواده و فامیل نقش مهمی ایفا می کنند. میشود گفت که تنها روزی که همه در سوئد به نوعی به دیدار نزدیکان و خانواده ی خود می روند غروب روز ۲۴ دسامبر است که نقطه ی عطف این مراسم می باشد. روزی که همه بدون استثنا به هم هدیه می دهند و در کنار هم به رقص و شادی میپردازند.
از ۴ یکشنبه قبل از ۲۴ دسامبر مردم در هر یکشنبه یک شمع روشن می کنند تا در آخرین یکشنبه ۴ شمع روشن در اندازه های متفاوت دارند. این یکی از آداب این ایام است.

در پستهای بعدی سعی می کنم که از این روزها بیشتر بنویسم. خیلی دلم میخواد دوربینم را با خودم ببرم بیرون و براتون از خیابونها و مردم عکس بگیرم. اگر فرصتی پیش بیاد حتما اینکار را خواهم کرد. به بهانه ی این مراسم سوئدیها تاریکترین و سردترین روزهای سال را تبدیل به شیرینترین و زیباترین روزهای سال می کنند.